سلام ای ماورای عقل و افکار سلام ای شاهکار دست دادار
توبالاتر زبالا بی قرینی تو هر شب با خدایت همنشینی
پیمبر را بهشت جاودانی تو محبوب تمام عرشیانی
اگر احمد به تو اکرام میکرد دلش را نام تو آرام میکرد
اگرگلبوسه از روی تو می چید خدا را در دو چشمان تو می دید
نه فخر مصطفی فخر خدایی که تو بنیانگذار کربلایی
فدای ذکر یا رب یا رب تو دو عالم خاک پای زینب تو
شود قلب محبان پاره پاره که در محشر تو می آیی سواره
تومی آیی ولی پهلو شکسته به روی ناقه ای غمگین و خسته
تو می آیی وچشمت پر زالماس به روی دست داری دست عباس
در آن هنگامه غوغا می کنی تو حسین خویش پیدا می کنی تو
تو در محشر کنی یکباره محشر حسین آید حضورت لیک بی سر
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 22:41 توسط محسن
|
هرناز که بفروشی من مشتری نقدم.....